تبليغاتX
کوچه های بی کسی........


کوچه های بی کسی........





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :


...سرگذشت عشـــــــــــــــــق

یک روز عشق و حسادت و دروغ و دیوانگی

با یکدیگر بازی میکنند دیوانگی چشم

می گذارد حسادت در دل آدم ها قایم می شود

دروغ که از دروغ گفته بود من در دریا

قایم می شوم در جنگل قایم شد

و عشق در بوته گل سرخ رز قایم شد

دیوانگی دروغ را پیدا کرد حسادت را هم پیدا کرد

اما عشق را نتوانست پیدا کند دروغ گفت که او در زیر

زمین هست و حسادت گفت او در بوته هاست

دیوانگی شاخه ای در بوته ها فرو کرد

نا گهان خونی جاری شد او عشق را کور کرده بود

عشق گریه کننان بیرون آمد دیوانگی عذر خواهی کرد

عشق گفت ایرادی ندارد فقط هر جا میروی دست مرا

بگیر و با خودت ببر .


نويسنده: آرمان مورخ: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 در ساعت: 22:32
|+|
آخرين مطالب ارسال شده