تبليغاتX
کوچه های بی کسی........


کوچه های بی کسی........





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :


پایان دنیا طبق پیش گویی مایا

ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 به پایان می رسد! بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد! دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما 4 سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!! خُب این سخنان عجیب و غریب چیست؟ تا بحال ما از این پیش گویی ها زیاد شنیده ایم، ولی هنوز اینجاییم و سیاره مان هنوز سرجایش است. چرا این سال 2012 اینقدر مهم شده است؟ این اخبار در تمام دنیا در حال پخش شدن است. (مثلا: در روزنامه اعتماد شماره 1300 یا پایگاه خبری تقریب)

این متن رو تو گوگل پیدا کنید:

Maya Prediction

یعنی پیشگویی مایا

...مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش

...بقیه تو ادامه مطلب


نويسنده: آرمان مورخ: چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 در ساعت: 20:40
|+|

آیا عاشق هستید؟
آیا عاشق هستید؟ مقیاس عشق زیر در دانشگاه ”نورس استرن بوستون“ تهیه شده است. برای مقایسهٔ خود با دانشجویان آن دانشگاه، فقط باید به طرف مقابل عشق خود بیندیشید و به این پرسشنامه پاسخ دهید. بعد، نتیجه‌های خود را با نتیجه‌هائی که در پیوست آمده است، مقایسه کنید.
● دستورالعمل
در مربع‌های زیر عددی که به‌نظر شما صحیح‌تر است را بنویسید.
برای این کار از کدهای زیر استفاده کنید:
کد ۷= به طول کامل درست
کد ۶= بیشتر درست
کد ۵= کمی درست

... به ادامه مطلب برید


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 در ساعت: 18:32
|+|

با آيين نامه راهنمايي و رانندگي
سلام دوستان امروز به سفارش داش گلم روح الله جان میخوام یه پست ناز بزارم تا وبم از این حالت افسرده در بیاد: ولی کاملش تو ادامه متن هستش

 

به منظور آشنايي دوستان پشت کنکور گواهينامه با آيين نامه راهنمايي و رانندگي يه چند تا از سوالات رو کش رفتيم که در اينجا براي شما ميزاريم تا حالشو ببريد.فقط سر امتحان ضايع بازي در نياريد ها...ما رو يه وقت لو نديد ها.....ديگه سفارش نکنم.

 

1 . در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چکار ميکنيد ؟
الف) سرمون رو از شيشه مياريم بيرون ميگيم هوووو يره مگه کوري برو اونور ديگه .
ب) به موازات دوچرخه سوار حرکت ميکنيم و يه هو ميپيچيم جلوش تا حالش گرفته شه.
ج) پشت سرش يه بوق خفن ميزنيم تا هُل شه و بخوره زمين و بعد از روش رد ميشيد طوري که مخش بپاشه بيرون
د) با ماشين ميکوبيم بهش تا بيفته زمين و بعد از رو مخش رد ميشيم .


2 . از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور سيکلت سوارها باشيد ؟
الف) چون همينجوري سرشون رو ميندازن پايين ميان تو تقاطع .
ب) چون سهميه بنزينشون کمتره و گناه دارن .
ج) چون خيلي کوچيک هستند و ما ريز ميبينيمشون .
د) ممکنه موتور پليس باشه ، بعد آب بيار و حوض خالي کن.


3 . در کدام محل است که نبايد پارک کنيد ؟
الف) پارکينگ طبقاتي رايگان الماس شهر .
ب) پارکينگ عمومي پارک ملت .

..... به ادامه مطلب برید


نويسنده: آرمان مورخ: پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 در ساعت: 23:30
|+|

!!!! بی معرفت
 

 سلام علیکم

خیلی نامردی میای تو وب من مطالب رو میخونی آخرش هم پنجره وب منو میبندی و یا علـــی مدد؟

بابا به خدا من کلی وقت میزارم حالا به غیر از اون (این کار وظیفمه) کلی زحمت تایپ میکشم که دوستام بیان و حال کنند که بعدشم برام نظر بزارند آخه چرا نظر نمیدی ؟ هــــــــــــا؟ ببین دارم گریه میکنم ؟ منم همش میام منتظر نظرم خوب معلومه وقتی میبینم نظری نیست چه ضد حال خفنی میشه ؟ پس لطف کن یه کلیک کوچولو روی این لینک نظرات بکن و من رو خوشحال کن.هر کی با معرفت هست برام نظر بزاره تا مردونگی شو ثابت کنه .خوب منم یه آدم . آدم دل داره دیگه منم دلم میخواد دوستام برام نظر بزارن . فکر کنید من بیام تو وب شما یک ساعت پرسه بزنم آخرشم هیچی. زرشک. خوبه؟

 


نويسنده: آرمان مورخ: دوشنبه بیستم آبان 1387 در ساعت: 15:9
|+|

آخرین درود و آخرین بدرود
 این دیدارشاید آخرین دیدارما باشد
آخرین درود و آخرین بدرود
آخرین نگاه و آخرین لبخند
وما مجبوریم به این جدایی مقتدرتن دردهیم
تلخی این وداع ناگزیررا شاید دیگرهیچ وقت شیرینی دیداری دوباره بی رنگ نکند
شاید دیگر خواب هیچ کوچه ای را صدای قدم های ما برهم نزند
شاید هیچ وقت فرصت نکنی که برای سلام کردن به من پیشدستی کنی
شاید دیگرفرصت نکنم برای نگاهت غزل بنویسم
اصلا شاید همین فردا
یا یکی ازهمین فرداهای نارنجی که خواهند آمد
عکسم را کنارنوشته ای که شروعش" انالله و اناالیه راجعون" است
برروی دیوارسیمانی کوچه تان ببینی..
اما، توصبورباش، خم به ابرو نیاور
ما ،همه درنبرد با تقدیربازنده ایم
راستش...مردن، اتفاق تازه ای نیست
و زندگی هم
دیگر نمی تواند، آش دهن سوزی باشد!!!!

نويسنده: آرمان مورخ: دوشنبه بیستم آبان 1387 در ساعت: 15:8
|+|

یا امام رضـــــــــــــا
  سلام تولد هشتمین ستاره آسمون کشورمون، پاد شاه ایران زمین سلطان رضا رو به همه دوستان گلم تبریک میگم .

 یا امام رضــــــــــا علیه السام

 دوستان عید همتون مبارک . امید وارم هرچی از امام رضا خواستید بهتون بده. من که خودم هیچ وقت بی نصیب نبودم.


نويسنده: آرمان مورخ: دوشنبه بیستم آبان 1387 در ساعت: 13:36
|+|

مي گريزم
من از برق نگاهت مي گريزم

من از موي سياهت مي گريزم

براي آنکه اشکت را نبينم

همين حالا ز آهت مي گريزم

براي آنکه نفرينم نگويي

ز بغض و ناله هايت مي گريزم

براي آن که خورشيدم بماني

من ازشکل چو ماهت مي گريزم

برايم نامه دادي من چه گويم؟

که از آن نامه هايت مي گريزم

 


نويسنده: آرمان مورخ: جمعه هفدهم آبان 1387 در ساعت: 23:11
|+|

.........آه ه ه ه ه ه.......

گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند.

مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار .

من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکها از خيسی اشک مي ميرند؟

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ...

تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ...

تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...

تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهايی را دوست دارم زيرا....

در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

 

 


نويسنده: آرمان مورخ: جمعه هفدهم آبان 1387 در ساعت: 0:53
|+|

تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم
موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

توي زندگی 3 راه رو دنبال کن:

1.دوست داشتن را براي يک تجربه

2.عاشق شدن رو براي يک هدف

3.فراموش کردن رو براي قبول واقعيت!!

تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنکيه قسمت ماست که ما به هم نمي رسيم


نويسنده: آرمان مورخ: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 در ساعت: 22:33
|+|

...سرگذشت عشـــــــــــــــــق

یک روز عشق و حسادت و دروغ و دیوانگی

با یکدیگر بازی میکنند دیوانگی چشم

می گذارد حسادت در دل آدم ها قایم می شود

دروغ که از دروغ گفته بود من در دریا

قایم می شوم در جنگل قایم شد

و عشق در بوته گل سرخ رز قایم شد

دیوانگی دروغ را پیدا کرد حسادت را هم پیدا کرد

اما عشق را نتوانست پیدا کند دروغ گفت که او در زیر

زمین هست و حسادت گفت او در بوته هاست

دیوانگی شاخه ای در بوته ها فرو کرد

نا گهان خونی جاری شد او عشق را کور کرده بود

عشق گریه کننان بیرون آمد دیوانگی عذر خواهی کرد

عشق گفت ایرادی ندارد فقط هر جا میروی دست مرا

بگیر و با خودت ببر .


نويسنده: آرمان مورخ: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 در ساعت: 22:32
|+|

گفتی دوستم داری زیاد
یه روزی عاشقم بودی  گفتی دوستم داری زیاد
میگفتی دیوونم بودی  اون حرفارو یادت می یاد
گولم زدی عاشق شدم  دیوونیه نگات شدم   
هر چی که خواستی اون شدم  من پر پروازت شدم
اما سزای دل دادن جداییه جداییه
برگ برنده با تو بود عشقت پوچو تو خالیه 
تو یک مسافری بدون باید تو جاده ها باشی 
غصه ی ما رو تو نخور هر جا که هستی خوش باشی 
منو رها کنو برو  فردا در انتظارته 
 کسی رو که دوست نداری.  کسی که عاشقته

نويسنده: آرمان مورخ: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 در ساعت: 22:8
|+|

خدایا!!!
 
خدایا!
 
به رغم تمامی تلاش هایم
 
شکست خورده ام .
 
نیازمند آن نیرو ، شهامت و ایمانی هستم
 
تا دریابم که  در هر چه روی می دهد
 
رحمت تو نهفته است.
 
مرا خردی بخش
 
که شکست را توقف نداند
 
وآن را نردبانی برای فراز به اوج ببیند
 
تا دریابم ،‌ راه موفقیت من را
 
شکست های بی شمار هموار می کند

نويسنده: آرمان مورخ: چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 در ساعت: 4:32
|+|

دوستت دارم!!

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 در ساعت: 23:51
|+|

کسی تو را پیدا میکند
چقدر خودت را از آفتاب پنهان کنی
هرچقدر که پنجره ها را ببندی
هرچقدر که پشت دیوارها پناه بگیری
هرچقدر که چشمانت را ببندی
بالاخره

 کسی تو را پیدا می کند


هرچقدر که اسم آدمها را از دفترت خط بزنی
هر چقدر که سیم های تلفن را بکشی
هر چقدر که عکس های قدیمی را پاره کنی
بالاخره

 کسی پیدا می شود
که تو را پیدا کند...
پشت یک پنجره
یا ته یک کوچه
و یا مچاله در میان یک عکس کهنه
آخر سر

 کسی تو را پیدا می کند......


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 در ساعت: 23:50
|+|

... نمی خاهم

نمی خواهم آن زندگی را
که چون رود خاموش
شب و روز يکسان روان است ...
و يا همچو مرداب بی عشق و جان است ...

من آن زندگی را گرامی شمارم
که راهی بلاخيز و مشكل بپويد...
چو موجی جسورانه سر را به ساحل بکوبد !!

نمی خواهم آن زندگی را
که چون مرغ خانه ... به اميد دانه ...
نگاهش به دست کسی بسته باشد!!
و در شامگاهان درون قفس
بی هوا و هوس خسته باشد...
و يا همچو کرکس ... برد لاشه ی نيم خورده به خانه !

من آن زندگی را ستايم
که فاخر چو شهباز ...
دلير و سرافراز ...
به بی انتهای دل آسمان پرگشايد !!

و گر هم شود سرنگون او ...
بغلتطد به خون او ...

شود راهش افسانه ي ماکيان ها
که گويند پيران برای جوان ها !!

من آن زندگی را نخواهم
که گمنام آيد
و گمنام ماند!!
و گمنام چون بچه ماهی بميرد !!

نه، هرگز!
ولی دوست دارم که چون قوی زيبا
"ز آغوش دريا درآيد ... شبی هم در آغوش دريا بميرد ..."

من آن نيستم کز سر مصلحت
سر به درگاه ظالم گذارم !!

و يا از غم نان ... نيايش کنم ناکسی را!
و يا گل بنامم خسی را !

نی ام گوسفندی که از ترس جان
سر به زير افکنم...
ناسزا بشنوم ...
چوب بر تن خورم ...
خوار و شرمنده و زار!

من آن ياغی ام...
کز سرش سربلندانه سر می کشد دار !!

مگو با من از صبر و فرزانگی !
من نه آنم
که همچون علف هرزه رويم...
و همچون حبابی بر آبی بميرم ...

من آن تک درختم به صحرا
که بيمی ندارم ز طوفان
چو بر شاخه هايم نشانی ز برگ است !

مگو با من از صبر ...
چون صبر همسايه ي نيستی ...
صبر ... مرگ است !!!


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 در ساعت: 22:9
|+|

محاکمه عشق
جلسه محاكمه عشق بود  و قاضی عقل  ،


 

و عشق محكوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود 

 

یعنی فراموشی  ،

 

قلب تقاضای عفو عشق را داشت 

 

ولی همه اعضا با او مخالف بودند 

 

قلب شروع كرد به طرفداری از عشق

 

آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن اونو داشتی 

 

ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنیدن صدایش بودی 

 

و شما پاها كه همیشه آماده رفتن به سویش بودید 

 

حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟

 

همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند 

 

تنها عقل و قلب در جلسه مادند

 

عقل گفت :دیدی قلب همه از عشق بیزارند

 

ولی من متحیرم كه با وجودی كه عشق بیشتر از همه تو را آزرده 

 

چرا هنوز از او حمایت میكنی !؟

 

قلب نالید:كه من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود 

 

و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانیه كار ثانیه قبل را تكرار میكند 

 

و فقط با عشق میتوانم یك قلب واقعی باشم  .

 

پس من همیشه از او حمایت خواهم كرد حتی اگر نابود شوم 


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 در ساعت: 13:43
|+|

گمان کردم که او عاشق ترین عاشق در این دنیاست

گمان کردم که او عاشق ترین عاشق در این دنیاست

گمان کردم که غمخواری برای یک دل تنهاست

از عشق خود به من میگفت از عاشق ها سخن میگفت

از اشکی داغ وآتشزن همیشه چشم او پر بود

ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود

همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی هاتظاهر بود

به خود گفتم دوباره بخت یارم شد

به خود گفتم که پایانی برای انتظارم شد

به خود گفتم دوباره نوبت فصل بهارم شد

ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنها تظاهر بود

همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی ها تظاهر بود....تظاهر بود .....تظاهر بود


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 در ساعت: 0:17
|+|

ساقی

کاش می دیدم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست

 

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

می تابانی

بال مژگان بلندت را

                             می خوابانی

آه وقتی که تو چشمانت

                                       آن جام لبالب از جاندارو را

سوی هین تشنه ی جان سوخته می گردانی

موج موسیقی عشق

از دلم می گذرد

روح گلرنگ شراب

در تنم می گردد

دست ویرانگر شوق

پرپرم می کند ای غنچه ی رنگین! پرپر!

 

من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد

برگ خشکیده ی ایمان را

                                  در پنجه ی باد

رقص شیطانی خواهش را

                                   در آتش سبز!

نور پنهانی بخشش را

                                   در چشمه ی مهر

اهتراز ابدیت را می بینم

بیش ازین سوی نگاهت نتوانم گریست

 اهتراز ابدیت را

                      یارای تماشایم نیست

کاش می گفتی چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری ست


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 در ساعت: 0:5
|+|

وای بر دل شکسته من
گفتم از عشقت جدا شوم


و دل دیوانه ام را از بند عشق آزاد کنم


دل من محبوس است در زندانی که میله هایش حرف های عاشقانه ی تو


و زندانبانش چشمان دلربای توست


ای کاش نامه های عاشقانه ام را به همراه کبوتران سپید


برایت با اشکهای شبانه ام راهی می کردم


نه نه!


نمی توانم هرگز زندان دلت را رها کنم


من این اسارت را از آزادی اما بی تو بیشتر می خواهم


و اگر حتی روزی وقت آزادی ام فرا رسید


به کبوتران سپید خواهم گفت


که خاکستر تن بی جانم را برایت آورند
نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 در ساعت: 0:4
|+|

امان از لحظه تنهایی
از اعتماد کردن به عشق هیچ کس سودی نبرده  . تو نیز نخواهی برد .             

خود را در دام عشق به دست فراموشی مسپار .                          

آشکار ترین دشمن انسان شیطان بود. اما حال آشکارترین دشمن انسان عشق است .    

    عشق چیز بدی نیست اما عاشقی نابود کننده دنیای آبادانیست .                

 در اوایل دوران عاشقی شب ها با  عشقت به خواب میروی اما وای بر زمانی چشم باز کنی  ...  

 

 

 


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 در ساعت: 0:2
|+|

................
کساني که در عشق عاقلند ، بيشتر عاشقند و کمتر حرف ميزنند.

اشـــکال دنيا اين است که جاهـــلان مطمئن هستند وعاقــــــلان مردد.

زندگي دو چهره بيشتر نداره ، يا به بازيت ميگيره ، يا به بازيش ميگيري ، انتخاب با توست .

راحتی و خوشبختی را با هم اشـــتباه نگیریم.


نويسنده: آرمان مورخ: شنبه یازدهم آبان 1387 در ساعت: 23:6
|+|

دوستت دارم........
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت. تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی.

من همانم که لحظه هایم را به یاد عشقم سپری میکنم ... با یاد او اشک میریزم و در کوچه دلتنگی ها نام مقدس او را فریاد میزنم... فریاد میزنم تا تمام پنجره های خاموش با فریاد من روشن شوند و بگویند این دیوانه کیست؟

عمر خود را در غريبي باختم،در ره عشق كسي دل باختم،هستي ام شد غرق درياي سكوت،باخيالش روزها پرداختم،درفراقش اشك چشم و سوز و آه ،غير ناله نغمه اي ننواختم.

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم ...

 

 


نويسنده: آرمان مورخ: شنبه یازدهم آبان 1387 در ساعت: 23:5
|+|

افزایش آمار وبلاگ و وبسایت .......
سلام امروز با یه پست عالی اومدم . یه پستی که همیشه در پی جست و جو کردن او بودید.
دیگه الان تقریبا همه ی کاربران اینتر نت دارای یک وب شخصی هستند و براش کلی مایه و وقت میزارن.

ولی مشکل اینجاست که وب شما بازدید های زیادی نداره . این طور نیست ؟ نه این طور نیست

 یعنی از الان که این پست رو میخوننید و نظر میدید دیگه این طور نیست. یعنی چی؟ آها . یعنی اینکه شما باید وبلاگتون رو در ابن سایت که کاملا فارسی هم هستش ثبت کنید البته اگه از این لینکی که من دادم وارد سایت بشید نام کاربر معرف رو اسم من زده و اگر شما با اسم من ثبت نام کنید 3 امتیاز بهتون تعلق میگیره که 3 امتیاز برابر با معرفی 15 نفره . خوب حالا وارد سایت شدید و ثبت نام کردید و پس از تایید ثبت نام شما روزانه بالای 700-1000 نفر به وبلاگ شما رجوع خواهند کرد . آره درسته . بدون شوخی من هم اول فکر نمیکردم ولی بالاخره مطمئن شدم شما هم امتحان کنید. ولی قبلش یه نظری هم بدید . به خدا اگه خوندید و نظر ندادید بی معرفتید پس هرکی با مرامه یه نظری هم بده.

                              لینک ثبت نام وبلاگ از اینجا


نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه هفتم آبان 1387 در ساعت: 20:20
|+|

ای بابا!!!!!
سلامممممممم به همه ی دوستام من از دست شما خیلی ناراحت هستم آخه چرا نظر نمیدید شما که به وبلاگ من میاید و مدتی رو تو وب من سر میکنید آخه مگه خیلی سخته روی لینک نظر کلیک کردن من هر روز با کلی امید میام تو میزکار وبلاگم که ببینم چه خبره. نه بابا خبری نیست شما روی لینک نظرات کلیک کنید ببینید آجی عسلم چه کار کرده ؟ دستش درد نکه . پس شما هم نظر بدید دیگه
نويسنده: آرمان مورخ: سه شنبه هفتم آبان 1387 در ساعت: 19:49
|+|
آخرين مطالب ارسال شده