دوست داشتن طوماریست طولانی که در واژه عشق خلاصه می گردد. سلام من آرمان هستم . مرسی که به بلاگ من اومدید. لطفا نظرات عشقی خودتتونو برای ما به جا بزارید. برای دسترسی به تمام مطالب به آخر صفحه مراجعه کنید در ضمن من با همه بلاگ ها تبادل لینک میکنم . ولی شما باید منو با اسم : کوچه های بی کسی لینک کنید.
ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 به پایان می رسد! بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد! دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما 4 سال فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!! خُب این سخنان عجیب و غریب چیست؟ تا بحال ما از این پیش گویی ها زیاد شنیده ایم، ولی هنوز اینجاییم و سیاره مان هنوز سرجایش است. چرا این سال 2012 اینقدر مهم شده است؟ این اخبار در تمام دنیا در حال پخش شدن است. (مثلا: در روزنامه اعتماد شماره 1300 یا پایگاه خبری تقریب)
آیا عاشق هستید؟ مقیاس عشق زیر در دانشگاه ”نورس استرن بوستون“ تهیه شده است. برای مقایسهٔ خود با دانشجویان آن دانشگاه، فقط باید به طرف مقابل عشق خود بیندیشید و به این پرسشنامه پاسخ دهید. بعد، نتیجههای خود را با نتیجههائی که در پیوست آمده است، مقایسه کنید. ● دستورالعمل در مربعهای زیر عددی که بهنظر شما صحیحتر است را بنویسید. برای این کار از کدهای زیر استفاده کنید: کد ۷= به طول کامل درست کد ۶= بیشتر درست کد ۵= کمی درست
سلام دوستان امروز به سفارش داش گلم روح الله جان میخوام یه پست ناز بزارم تا وبم از این حالت افسرده در بیاد: ولی کاملش تو ادامه متن هستش
به منظور آشنايي دوستان پشت کنکور گواهينامه با آيين نامه راهنمايي و رانندگي يه چند تا از سوالات رو کش رفتيم که در اينجا براي شما ميزاريم تا حالشو ببريد.فقط سر امتحان ضايع بازي در نياريد ها...ما رو يه وقت لو نديد ها.....ديگه سفارش نکنم.
1 . در پشت سر يه دوچرخه سوار در حال رانندگي هستيد ،قصد گردش به راست داريد ، چکار ميکنيد ؟ الف) سرمون رو از شيشه مياريم بيرون ميگيم هوووو يره مگه کوري برو اونور ديگه . ب) به موازات دوچرخه سوار حرکت ميکنيم و يه هو ميپيچيم جلوش تا حالش گرفته شه. ج) پشت سرش يه بوق خفن ميزنيم تا هُل شه و بخوره زمين و بعد از روش رد ميشيد طوري که مخش بپاشه بيرون د) با ماشين ميکوبيم بهش تا بيفته زمين و بعد از رو مخش رد ميشيم .
2 . از يه خيابان فرعي ميخواهيد وارد خيابان اصلي شويد. چرا بايد بيش از همه مواظب موتور سيکلت سوارها باشيد ؟ الف) چون همينجوري سرشون رو ميندازن پايين ميان تو تقاطع . ب) چون سهميه بنزينشون کمتره و گناه دارن . ج) چون خيلي کوچيک هستند و ما ريز ميبينيمشون . د) ممکنه موتور پليس باشه ، بعد آب بيار و حوض خالي کن.
3 . در کدام محل است که نبايد پارک کنيد ؟ الف) پارکينگ طبقاتي رايگان الماس شهر . ب) پارکينگ عمومي پارک ملت .
خیلی نامردی میای تو وب من مطالب رو میخونی آخرش هم پنجره وب منو میبندی و یا علـــی مدد؟
بابا به خدا من کلی وقت میزارم حالا به غیر از اون (این کار وظیفمه) کلی زحمت تایپ میکشم که دوستام بیان و حال کنند که بعدشم برام نظر بزارند آخه چرا نظر نمیدی ؟ هــــــــــــا؟ ببین دارم گریه میکنم ؟ منم همش میام منتظر نظرم خوب معلومه وقتی میبینم نظری نیست چه ضد حال خفنی میشه ؟ پس لطف کن یه کلیک کوچولو روی این لینک نظرات بکن و من رو خوشحال کن.هر کی با معرفت هست برام نظر بزاره تا مردونگی شو ثابت کنه .خوب منم یه آدم . آدم دل داره دیگه منم دلم میخواد دوستام برام نظر بزارن . فکر کنید من بیام تو وب شما یک ساعت پرسه بزنم آخرشم هیچی. زرشک. خوبه؟
این دیدارشاید آخرین دیدارما باشد آخرین درود و آخرین بدرود آخرین نگاه و آخرین لبخند وما مجبوریم به این جدایی مقتدرتن دردهیم تلخی این وداع ناگزیررا شاید دیگرهیچ وقت شیرینی دیداری دوباره بی رنگ نکند شاید دیگر خواب هیچ کوچه ای را صدای قدم های ما برهم نزند شاید هیچ وقت فرصت نکنی که برای سلام کردن به من پیشدستی کنی شاید دیگرفرصت نکنم برای نگاهت غزل بنویسم اصلا شاید همین فردا یا یکی ازهمین فرداهای نارنجی که خواهند آمد عکسم را کنارنوشته ای که شروعش" انالله و اناالیه راجعون" است برروی دیوارسیمانی کوچه تان ببینی.. اما، توصبورباش، خم به ابرو نیاور ما ،همه درنبرد با تقدیربازنده ایم راستش...مردن، اتفاق تازه ای نیست و زندگی هم دیگر نمی تواند، آش دهن سوزی باشد!!!!
تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنکيه قسمت ماست که ما به هم نمي رسيم
یه روزی عاشقم بودی گفتی دوستم داری زیاد میگفتی دیوونم بودی اون حرفارو یادت می یاد گولم زدی عاشق شدم دیوونیه نگات شدم هر چی که خواستی اون شدم من پر پروازت شدم اما سزای دل دادن جداییه جداییه برگ برنده با تو بود عشقت پوچو تو خالیه تو یک مسافری بدون باید تو جاده ها باشی غصه ی ما رو تو نخور هر جا که هستی خوش باشی منو رها کنو برو فردا در انتظارته کسی رو که دوست نداری. کسی که عاشقته
نمی خواهم آن زندگی را که چون رود خاموش شب و روز يکسان روان است ... و يا همچو مرداب بی عشق و جان است ...
من آن زندگی را گرامی شمارم که راهی بلاخيز و مشكل بپويد... چو موجی جسورانه سر را به ساحل بکوبد !!
نمی خواهم آن زندگی را که چون مرغ خانه ... به اميد دانه ... نگاهش به دست کسی بسته باشد!! و در شامگاهان درون قفس بی هوا و هوس خسته باشد... و يا همچو کرکس ... برد لاشه ی نيم خورده به خانه !
من آن زندگی را ستايم که فاخر چو شهباز ... دلير و سرافراز ... به بی انتهای دل آسمان پرگشايد !!
و گر هم شود سرنگون او ... بغلتطد به خون او ...
شود راهش افسانه ي ماکيان ها که گويند پيران برای جوان ها !!
من آن زندگی را نخواهم که گمنام آيد و گمنام ماند!! و گمنام چون بچه ماهی بميرد !!
نه، هرگز! ولی دوست دارم که چون قوی زيبا "ز آغوش دريا درآيد ... شبی هم در آغوش دريا بميرد ..."
من آن نيستم کز سر مصلحت سر به درگاه ظالم گذارم !!
و يا از غم نان ... نيايش کنم ناکسی را! و يا گل بنامم خسی را !
نی ام گوسفندی که از ترس جان سر به زير افکنم... ناسزا بشنوم ... چوب بر تن خورم ... خوار و شرمنده و زار!
من آن ياغی ام... کز سرش سربلندانه سر می کشد دار !!
مگو با من از صبر و فرزانگی ! من نه آنم که همچون علف هرزه رويم... و همچون حبابی بر آبی بميرم ...
من آن تک درختم به صحرا که بيمی ندارم ز طوفان چو بر شاخه هايم نشانی ز برگ است !
مگو با من از صبر ... چون صبر همسايه ي نيستی ... صبر ... مرگ است !!!
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت. تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی.
من همانم که لحظه هایم را به یاد عشقم سپری میکنم ... با یاد او اشک میریزم و در کوچه دلتنگی ها نام مقدس او را فریاد میزنم... فریاد میزنم تا تمام پنجره های خاموش با فریاد من روشن شوند و بگویند این دیوانه کیست؟
عمر خود را در غريبي باختم،در ره عشق كسي دل باختم،هستي ام شد غرق درياي سكوت،باخيالش روزها پرداختم،درفراقش اشك چشم و سوز و آه ،غير ناله نغمه اي ننواختم.
مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم به زندان هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم ...
سلام امروز با یه پست عالی اومدم . یه پستی که همیشه در پی جست و جو کردن او بودید. دیگه الان تقریبا همه ی کاربران اینتر نت دارای یک وب شخصی هستند و براش کلی مایه و وقت میزارن.
ولی مشکل اینجاست که وب شما بازدید های زیادی نداره . این طور نیست ؟ نه این طور نیست
یعنی از الان که این پست رو میخوننید و نظر میدید دیگه این طور نیست. یعنی چی؟ آها . یعنی اینکه شما باید وبلاگتون رو در ابن سایت که کاملا فارسی هم هستش ثبت کنید البته اگه از این لینکی که من دادم وارد سایت بشید نام کاربر معرف رو اسم من زده و اگر شما با اسم من ثبت نام کنید 3 امتیاز بهتون تعلق میگیره که 3 امتیاز برابر با معرفی 15 نفره . خوب حالا وارد سایت شدید و ثبت نام کردید و پس از تایید ثبت نام شما روزانه بالای 700-1000 نفر به وبلاگ شما رجوع خواهند کرد . آره درسته . بدون شوخی من هم اول فکر نمیکردم ولی بالاخره مطمئن شدم شما هم امتحان کنید. ولی قبلش یه نظری هم بدید . به خدا اگه خوندید و نظر ندادید بی معرفتید پس هرکی با مرامه یه نظری هم بده.
سلامممممممم به همه ی دوستام من از دست شما خیلی ناراحت هستم آخه چرا نظر نمیدید شما که به وبلاگ من میاید و مدتی رو تو وب من سر میکنید آخه مگه خیلی سخته روی لینک نظر کلیک کردن من هر روز با کلی امید میام تو میزکار وبلاگم که ببینم چه خبره. نه بابا خبری نیست شما روی لینک نظرات کلیک کنید ببینید آجی عسلم چه کار کرده ؟ دستش درد نکه . پس شما هم نظر بدید دیگه